خواجه نصير الدين الطوسي
34
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
برهمن را گفت كه من بعد « 1 » ازين سنگ از جهت من طلب كن تا بوقت بازگشتن ( آن را ) بستانم ، كه اين سنگ را در بلاد ما عزتى عظيم باشد . برهمن قبول كرد . و بازرگان براهى ديگر بازگشت . امّا از ( آنجا كه ) وقوف « 2 » افتاده است « 3 » غالب ظنّ آنست كه معدن ياقوت در كوههائى است كه مسامت خط استواست . و از روى طبيعت چنان اقتضا مىكند كه معدن او در چنين موضعى باشد . كه اعدل مواضع بود . و ملك آن زمين دائما مشرفان را نصب كرده باشد ، تا هرچه از ياقوت رمّانى و بهرمانى يابند « 4 » به جهت خزانهء خويش برگيرند . و آنچه ريزه و بدرنگ باشد ، بكاركنان و كوهكنان « 5 » دهند تا بتجّار مىفروشند . و از ياقوت هرچه بغايت خوبست در قديم افتاده است . معرفت « 6 » انواع ياقوت ( سرخ ) اشرف و با طراوتتر و نيكوترين انواع ياقوت سرخ است . و آن را « 7 » بهرمانى خوانند يعنى ( رنگ او ) برنگ معصفر ( ماند ) . و بعد از آن « 8 » رمّانى . يعنى بدانهء « 9 » انار مىماند . و بدرجهاى از بهرمانى نازلتر « 10 » است . و خواص و فعل و اثر او چون بهرمانى است . ابو ريحان گويد : هر دو يكى است در زمين ايران رمّانى « 11 » بهتر
--> ( 1 ) - كلمهء ( بعد ) در ن ، ج : نيست ( 2 ) - ع : اما از وقوف كه ( 3 ) - ( است ) در ن ، ج : نيست ( 4 ) - ن ، ج ، م : تا هرچه ياقوت رمانى ( 5 ) - م : و كوه زاكان - ن ، ج : و كوهكاران ( 6 ) - م : در معرفت ( 7 ) - در ن ، ج : كلمهء ( آن را ) نيست ( 8 ) - ع : يعنى برنگ معصفر و بعد ازو ( 9 ) - م ، ج ، ن : كه بدانهء ( 10 ) - ع : نازكتر ( 11 ) - م : رمانى را در ايرانزمين .